تبليغاتX
با من بخوان
ادبی
  

     سلام

            

دست و دلم به نوشتن نمیره. ولی نمیشه ننوشت یا باید رفت ویا باید نوشت.

بنابراین بهتر دیدم برای کسی بنویسم که این ماه متعلق به اوست ومن هر هفته کوله بار نیازم را به پیشگاه او میبرم وسبک و امیدوار برمیگردم.

همو که طبیب بی نوبت و وکیل بی منت است . امام هشتم علی بن موسی الرضا (ع).

 

صیاد:عجب صیدی بیفتاده به دامم

شده شهد جهان یکسر به کامم

غزال خوش خرامی شد د چارم

بُرم راسش که کام دل بر آرم

امام:الا ای مرد صیاد جفا کار

مده این گونه بر این صید آزار

صیاد: چه میگویی تو ای مرد خرد مند

نبینم سود جز نقصان ازین بند

امیدم این یک آهوست ای وفاجو

عیالم چشم در راه آهو

امام:بیا بهر رضای حیِِّ غفار

ز دست و پای آهو بند بردار

دوچشمم اشک ریز است از برایش

که بی شیرندآهو بره هایش

رها کن صید را تو بی بهانه

مبر این صید را صیاد، خا نه

صیاد:چه خواهش هست از من مینمایی

که حرف تو ندارد ره به جایی

اگر رفت و نیامد صید جسته

چه سازد با تو این صیاد خسته؟

امام: اگر رفت ونیامد این غزالت

بکُش ای مرد ، خون من حلالت

بیا از گردنش زنجیر بردار

به دست وپای من زنجیر بگذار

صیاد:برای مصلحت کردم رهایش

که سازدشیر مست او بره هایش

بیاور دست در خم کمندم

به جای صید دستان تو بندم

.

.

.

صیاد:نیامد آهویم ای مرد دل ریش

امام: کنون آید مکن ای مرد تشویش

صیاد: نیامدآهویم ای نور سرمد

امام:مخورغم خواهد آمد.خواهد آمد

( درین گیر ودار آهو همراه بره هایش میرسد)

صیاد: زخنجر میکنم مجروح پهلو

امام: مکش خنجر که آمد بره آهو

صیاد: نشاید تا ببیند دشمن دوست

امام:دوبره کن نظر همراه آهوست

صیاد :که باشی کور گردد دیده هایم

امام:امامت. ضامن آهو، رضایم .......

 

 

پ.ن:من آهوانه به بندم مرا ضمانت کن.......

                                                        (التماس دعا...)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 8:59  توسط نگین | 
    

     

 سلام دوستان

 

همیشه وقتی صحبت از جزیرهء قشم میشد توذهنم اونجارو با جزیرهء کیش مقایسه میکردم. تا اینکه فرصتی پیش اومد و چندهفته پیش سفری به بندر عباس و بعد هم به قشم داشتم .اینجا بود که تفاوتهای این دو جزیره را دیدم.

البته از نظر زیبایی طبیعی هر دو زیبا هستند حتی میشه گفت قشم خیلی زیباتر

از کیش هست. چیزهایی که من درقشم دیدم و فهمیدم ( چون یه چیزاییش دیدنی

نبود) سعی میکنم براتون بگم هرچند بسیاری از شما رفتید ودیدید ...

 

_ جزیره قشم جزیرهء بسیار بزرگیه واینطور که من شنیدم بزرگترین جزیره در خاورمیانه است. طول این جزیره 142 کیلومتره و ما برای رفتن به یکی از روستاهای جزیره یک ساعت در راه بودیم.

 

_جزیره قشم بیابان زیاد داره ودر قسمتی از جزیره آنقدر بیابان وسیع بود وکوهها سر به فلک کشیده بودند که من فکر میکردم در بیابانهای خراسانم.

 

_ تو این جزیره گاو/ گوسفند و دیگر حیوانات اهلی و وحشی وجود نداره بخاطر

هوای گرم وبشدت شرجی . پس میتونین بدون ترس از درندگان در تاریکی توی بیابونای قشم قدم بزنید ولی تا دلتون بخواد گله های شتر فراوانه.بخاطر سازندگی

شتر با بیابان. البته سگ و گربه که جای خود دارن....

 

_ زیباییها و جاذبه های دیدنی زیادی در قشم هست مثل جزایر ناز. جزیره هنگام. جنگل حرا. غار خوربس . و..... از همه زیباتر برای من غار خوربس و جزایر ناز بودند.

 

_ بازارهای قشم هم که معرف حضور همه هست . ولی در هر بازاری یک مغازه را بیشتر از یکبار نمیشد دید . چون اگه ادرس کتبی نداشتی دیگه اون مغازه رو پیدا نمیکردی.( راستشو بخواین واسه من کاری تهوع اور تر از خرید اونم بحد اشباع وجود نداره واین در قشم خیلی تو چشم میاد......)

 

_ واما مردم قشم. بسیار مهربان ومهمان نوازند.95 درصد مردم قشم اهل سنت و مذهب شافعی دارند. مذهب شافعی تا حد زیادی به شیعه نزدیک هست اونا اهل بیت (علیه السلام) را قبول دارند ودر کارها شون حضرت علی و حضرت فاطمه (علیهما السلام) را الگو قرار میدن .

 

_ بیشتر فروشنده های قشم از استانهای دیگر مثل خوزستان . فارس. ایلام. خراسان و ... امده اند. مایک نهار رو تورستوران یک همشهری خوردیم و وقتی

فهمید مشهدی هستیم کلی مارو تحویل گرفت.

 

 ( در کل سفر خوبی بود چیزهای زیادی یاد گرفتم .یکی از مراسم زیبای قشم که مراسم خواستگاری هست رو انشاءالله در پست بعدی مینویسم.)

 

پ.ن: میلاد زیبا . پر برکت و شادی آور امام هشتم را به همه دوستان تبریک میگم. نمی دونید این روزها در حرم امام رضا (ع)چه خبره....

التماس دعا........

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 12:39  توسط نگین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
رسول اکرم میفرمایند:

ارزش محبت به مدت آن است نه به مقدار آن .

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
نویسندگان
نگین
نگین
پیوندها
صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن
نماز در خم آن ابروان محرابی(جناب بزرگ)
همراز
کلبه خانم کوچولو
کویر سرد
کاواک
ارتش سایه ها
ایساتیس
اسب وحشی
امید زندگی
باران
پردیس مهتاب
خلوت
درد دلهای عاشق و معشوق
راه اندیشه
ساحل غم
شاخه سبز خیال
شرح فراق
صبح بهاری
علی صرفی
لیمو ترش
لبگزه
یاد داشتهای یک دانشجو
لقاءالله
نون و پنیر
راز گشایی
چراگاه
این هفته هم گذشت
بانوی اردیبهشت
سکوت
فراتر از آسمان
سلاله
بهترین ها فقط در اینجا
اکنون نیمه شب است
خم ابروی تو
متن ادبی
جاکتابی
خاطرات خنزر پنزری ام
عقاب شرق
بانوی سیب (غریبه)
طپش یک قلب تنها
گلهای زندگی من (هستی)
راز نهان (مریم خانوم)
رهگذر عمر
کاریکلماتور
خبر نگار
حرفهایی برای نگفتن
خاطرات یک بیمار روانی
پلخمون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM