تبليغاتX
با من بخوان
ادبی
 

     

سلام دوستان

فرا رسیدن ماه پر خیر و برکت رمضان را به همه شما تبریک میگم .

امیدوارم با ورود به اقیانوس پاک این ماه ، جسم و روح ما هم تطهیر پیدا کنه

و عید فطر با تنی سالم و روحی پاک به نماز بایستیم.

شادی افطار و معنویت سحر نصیب همه شما باد.

اینم چند دوبیتی عاشقانه / رمضانیه!!

و..... التماس دعا.

 

باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش

وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

زان باده که در میکده عشق فروشند

مارا دوسه ساغر بده و گو رمضان باش......

 

 

گیرند همه روزه و من گیسویت

جویند همه هلال و من ابرویت

در دایره  دوازده  ماه  تمام

یک ماه مبارک است و آنهم رویت

 

 

روزه دارم من و افطارم ازآن لعل لب است

آری افطار رطب دررمضان مستحب است

روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه

بخورد روزه خود را به گمانی که شب است.......

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 9:34  توسط نگین | 
 

سلام    

چند شب پیش طبق معمول به منزل مادر همسرم برای احوالپرسی رفتیم.

( مادری حدودأ 85 ساله و تنها). موقع خداحافظی مادر همسرم از ما خواست برای شام پیشش بمانیم .جناب همسر که برای آن شب قرار معامله ای داشت به مادرش گفت امشب کار دارم یه شب دیگه میاییم وسریع بیرون رفت.

موقع خداحافظی با من مادر همسرم بمن گفت شما دل منو شکستید.

گفتم مادر جان دیدید که پسرتان قرار معامله داره و نمیتونه بد قولی کنه .

گفت باشه برین ولی من دلم شکست. بهر حال خداحافظی کردم و بیرون آمدم.

وقتی با همسرم به محل قرار معامله رفتیم طرف معامله آنجا نبود.

به منزل رفتیم و همسرم به او تلفن زد واو با کمال خونسردی گفته بود که از معامله منصرف شده. همسرم پشت تلفن دادو فریاد میکرد که ما همین چند ساعت

پیش قرار گذاشتیم و صحبت کردیم.

و من با خودم میگفتم  ( دل شکستن هنر نمیباشد............).

پ.ن: دراین روزهای خوب که به ما ه رمضان نزدیک میشیم چرا دل من اینقدر گرفته...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 10:18  توسط نگین | 
 

  

سلام دوستان

این روزها همزمان با اعیاد شعبانیه زوجهای زیادی به خانه بخت میروند و

زندگی مشترکشان را شروع میکنند که امیدوارم همهء آنها خوشبخت شوند.

طبیتاً عدهء زیادی میهمان هم در این مراسم زیبا شرکت دارند.

 منهم در بسیاری ازین مراسم شرکت داشته و دارم و در این روزها که بیشتر

شاهد مراسم عقد هستم این سوال خیلی ذهن منو مشغول کرده بد ندیدم با شما در

میان بذارم.

آیا تا به حال به جملاتی که توسط عاقد در زمان عقد برای عروس و داماد خوانده

میشود فکر کردید؟

آیا هرگز این جملات را با آنچه که در کشورهای اروپایی عاقد برای عروس و داماد میخواند مقایسه کرده اید؟

در ایران معمولا عاقد جملات خود را با وعده هایی که داماد داده شروع میکند

مثلا: عروس خانم آیا حاضرید با مهریه اینقدر و با طلای آنقدر و با شیربهای فلانقدر / با خرجی ماهیانه .....و خانه در فلان محل( توجه به مادیات را دقت کنید) به عقد آقای ....درآیید؟

حال در کشورهای اروپایی که ما فرهنگ آنها را قبول نداریم: عاقد عروس وداماد را در مقابل هم قرار میدهد و ا آنها میخواهد که این جملات را با او تکرار کنند:

حاضرم به عقد.... در بیایم و با او شریک باشم در شادی و غم / سلامتی و بیماری و در ........ تا مرگ ما را از هم جدا کند.

بگذریم از تعداد مراسم که معمولا در ایران چندین بار است و در اروپا فقط یکبار.

شروع زندگی با وعده های عملی نشدنی بهتر است یا با اظهار عشق و محبت؟

تا نظر شما چه باشد.

 

پ.ن: پس آموزه های دینی ما که گفته است علم را بیاموزید حتی اگر در چین باشد چه میشود؟

         

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 10:40  توسط نگین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
رسول اکرم میفرمایند:

ارزش محبت به مدت آن است نه به مقدار آن .

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
نویسندگان
نگین
نگین
پیوندها
صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن
نماز در خم آن ابروان محرابی(جناب بزرگ)
همراز
کلبه خانم کوچولو
کویر سرد
کاواک
ارتش سایه ها
ایساتیس
اسب وحشی
امید زندگی
باران
پردیس مهتاب
خلوت
درد دلهای عاشق و معشوق
راه اندیشه
ساحل غم
شاخه سبز خیال
شرح فراق
صبح بهاری
علی صرفی
لیمو ترش
لبگزه
یاد داشتهای یک دانشجو
لقاءالله
نون و پنیر
راز گشایی
چراگاه
این هفته هم گذشت
بانوی اردیبهشت
سکوت
فراتر از آسمان
سلاله
بهترین ها فقط در اینجا
اکنون نیمه شب است
خم ابروی تو
متن ادبی
جاکتابی
خاطرات خنزر پنزری ام
عقاب شرق
بانوی سیب (غریبه)
طپش یک قلب تنها
گلهای زندگی من (هستی)
راز نهان (مریم خانوم)
رهگذر عمر
کاریکلماتور
خبر نگار
حرفهایی برای نگفتن
خاطرات یک بیمار روانی
پلخمون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM