![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
--- زیبا بود .آنقدر که در تمام مدت مشاوره که نگاهش میکردم باید در دلم میگفتم ( تبارک الله احسن الخالقین) --- جوان بود .آنقدر که در ۲۴ سالگی یک دختر ۵ساله داشت و ۲ سال بود که از همسرش جدا شده بود. --- با وفا بود .آنقدر که زندانی بودن شوهرش را بدون هیچ گله وشکایتی تحمل کرده بود تا بیایدوباز با هم زندگی کنند. --- ساده بود. آنقدر که وقتی ا زو پرسیدم شوهرت غیر ازین مشکلات( اعتیاد/ قاچاق مواد مخدر/ مشکل اخلاقی) مشکل دیگه ای هم داشت ؟ گفت نه او مرد خوبی!! بود فقط کمی بد دهن بود مثلا اگه غذا چند دقیقه دیر میشدظرف و کاسه را با فحشهای زشت به بیرون پرت میکرد.!!! --- مهربان بود. چون هنوز حاضربود با همسرش زندگی کند بخاطر ساغر کوچولو.
پ. ن۱ : این هفته که ساغر ۵ ساله از دیدن بابا ( طبق حکم دادگاه) برگشته بود مادرش را در حال رفتن به درمانگاه دید که برای زدن آمپول میرفت. ساغر به مامانش گفت مامان .چرا خودت آمپولتو نمیزنی ؟ مثل بابا یه کش بند به اینجای دستت و آمپول بزن.!!! پ.ن ۲: دادگاه بر چه اساسی به این به اصطلاح پدران حق دیدن و آموزش اعتیاد به فرزندان را میدهد. پ.ن۳ : گناه معصومیت زنان و فرزندان این افراد که هرآن ممکن است از دست برود به گردن کیست؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم خرداد 1388ساعت 8:59 توسط نگین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
رسول اکرم میفرمایند:
ارزش محبت به مدت آن است نه به مقدار آن . |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
نگین نگین |
|
RSS
|