![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
از وابستگی تا وارستگی ( باز هم حکایت)
روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او بر روی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طنابهایش به گل میخ های طلایی گره خورده/ نشسته. گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید: این چه وضعی ست؟ درویش محترم/ من تعریفهای زیادی از زهد و وارستگی شما شنیده ام. اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما کاملا سر خورده شدم. درویش خنده ای کرد و گفت:من آماده ام تا تمامی اینها را ترک کنم و همراه تو همراه شوم . با گفتن این حرف درویش بلند و به دنبال گدا به راه افتاد. او حتی درنگ نکرد تا دمپایی هایش را به پا کند. بعد ار مدت کوتاهی گدا با ناراحتی گفت: من کاسه گداییم رو در چادر تو جا گذاشته ام. من بدون کاسه گدایی چه کنم؟لطفا کمی صبر کن تا من بروم و آن را بیاورم. درویش خندید و گفت : دوست من . گل میخ های طلای چادر من در زمین فرو رفته اند نه در دل من. اما کاسه گدایی تو هنوز تو را تعقیب میکند!
پ.ن۱: در دنیا بودن وابستگی نیست.وابستگی حضور دنیا در ذهن ماست. وارستگی بریدن از دنیا نیست بلکه بریدن از افکار است.
پ.ن۲: من یه زمانی یه فیلسوف یونانی نبودم؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 13:23 توسط نگین |
|
|
((لا یومکیومکَ یا ابا عبدالله))
سراپا اگرزرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم اگر داغ دل بود. ما دیده ایم اگر خون دل بود. ما خورده ایم اگر دل دلیل است. آورده ایم اگر داغ شرط است ما برده ایم اگر دشنه دشمنان. گردنیم اگر خنجر دوستان.گُرده ایم گواهی بخواهید . اینک گواه: همین زخمهایی که نشمرده ایم دلی سربلند و سری سر به زیر ازین دست/ عمری به سر برده ایم.
پ.ن: ایام رحلت جانسوز پیامبر اکرم (ص)و فرزندان دلبندش امام حسن(ع) و امام رضا(ع) بر شیعیان و محبان و پیروانشان تسلیت باد. التماس دعا...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اسفند 1387ساعت 8:30 توسط نگین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
رسول اکرم میفرمایند:
ارزش محبت به مدت آن است نه به مقدار آن . |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
نگین نگین |
|
RSS
|