![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
بارد چه؟ خون. که؟ دیده. چه سان؟ روز و شب .چرا؟ از غم. کدام غم؟ غم سلطان اولیاء نامش چه بود؟حسین. از نژاد که؟ از علی مامش که بود؟ فاطمه. جدش که؟ مصطفی چون شد؟ شهید شد.به کجا؟ دشت ماریه کی؟ عاشر محرم. پنهان؟ نه بر ملا شب کشته شد؟ نه روز . چه هنگام؟ وقت ظهر شد از گلو بریده سرش ؟ نی نی از قفا سیراب کشته شد؟ نه . کس آبش نداد ؟ داد... که ؟ شمر . از چه چشمه؟ از سرچشمهء فنا لب تشنه شد شهید؟ بلی . جرم داشت؟ نه کارش چه بود ؟ هدایت . یارش که بود؟ خدا این ظلم را که کرد؟ یزید . این یزید کیست؟ زاولاد هند. از چه کس ؟ از نطفهء زنا خود کرد این عمل؟ نه فرستاد نامه ای نزد که ؟ نزد مرجانهء دغا ابن زیاد زادهء مرجانه بود؟ نعم از گفته یزید تخلف نکرد؟ لا این نابکار کشت حسین را به دست خویش؟ نه. او روانه کرد سپه سوی کربلا میر سپه که بود؟ عمر سعد. او برید حلق عزیز فاطمه را؟ نه. شمر بی حیا خنجر برید حنجر او را؟ نکرد شرم؟ کرد. از چه پس برید؟ نپذیرفت ازو قضا بهر چه؟ بهر آنکه شود خلق را شفیع شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بکاء کس کشته شد از پسرانش ؟ بلی دو تن دیگر که؟ نٌه برادر. دیگر که؟ اقربا دیگر پسر نداشت؟ چرا داشت. او که بود؟ سجاد بود که بود به غم و درد مبتلا ماند او به کربلای پدر؟ نی به شام رفت با عز و احترام؟ نه با ذلت و عنا تنها؟ نه با زنان حرم. نامشان چه بود؟ زینب. سکینه . فاطمه. کلثوم بی نوا بر تن لباس داشت؟ بلی . گرد رهگذر بر سر عمامه داشت؟ بلی چوب اشقیا کس بود همرهش ؟ بلی اطفا ل بی پد ر دیگر که بود؟ تب که نمی گشت ازو جدا بیمار بود؟ بلی. چه داشت دوا؟ اشک چشم بعد از دوا غذاش چه بود؟ خون دل غذا از زینت زنان چه به جا مانده بود ؟ دو چیز طوق ستم به گردن و خلخا ل غم به پا گبر این ستم کند؟ نه. یهود و مجوس ؟ نه هندو؟ نه. بت پرست ؟ نه . فریاد ازین جفا قا آنی است قائل این شعرها؟ بلی خواهد چه؟رحمت. از که؟ زحق .کی؟ صف جزا ... پ. ن : برای شکسته دلان هم دعا کنید.......
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 8:55 توسط نگین |
|
|
تو نیستی و این در و دیوار هیچ وقت......... .. غیر از تو ، من به هیچ کس انگار هیچ وقت... .. اینجا دلم برای تو هی شور میزند از خود مواظبت کن و نگذار هیچ وقت....... . .. اخبار گفت شهر شما امن و راحت است من باورم نمیشود اخبار هیچ وقت............... . .. حیفند روزهای جوانی .............نمی شوند تکرار دو مرتبه این روزها هیچ وقت من نیستم بیا و فراموش کن مرا کی بوده ام برات سزاوار؟ .... هیچ وقت بگذار من شکسته شوم تو صبور باش جوری بمان همیشه که انگار هیچ وقت......
پ.ن2: گفت میروم ودیگرهرگز برنمیگردم ورفت . انقدر رفت تا از نظر ناپدید شد/ غافل از اینکه زمین گرد است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:56 توسط نگین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
رسول اکرم میفرمایند:
ارزش محبت به مدت آن است نه به مقدار آن . |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
نگین نگین |
|
RSS
|