تبليغاتX
با من بخوان
ادبی

اگر به خاطر زیبا ئی دوستم میداری،

دوستم مدار!

خورشید را دوست بدار، با گیسوان زرینش.

 

اگر به خاطر جوانی دوستم میداری،

دوستم مدار!

به بهار عشق بورز که هر ساله جوان است.

 

اگر به خاطر دارائی دوستم میداری،

دوستم مدار!

پری دریا ئی را دوست بدار که مروارید و یاقوت بسیار دارد.

 

اگر دوستم میداری به خاطر عشق،

پس هر آینه دوستم بدار!

دوستم بدار که من همواره عاشق ات خواهم بود

                                                                    (فردریش روکرت المانی)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 11:15  توسط نگین | 

مسلمانان چرا شب دفن شدحضرت زهرا؟

چرا گم گشت قبر آن انسیهء حورا؟

هنوز از رحلت ختم رسل نگذشته ایامی

نگین خاتم پیغمبران بشکست واویلا

پ.ن 1: شهادت شفیعه روز جزا بر همه ما تسلیت باد

امیدوارم خدا شفاعتش را نصیب ما بکند انشاء الله.

پ.ن.2: بعضی از دوستان از مطلب قبلی من برداشت صحیحی نداشتن

لازمه بگم کسی که در باره اش گفتم همون دلم یا بعبارتی همون نفس اماره بوده نه

شخص بخصوصی .( خوشبختانه من با هیچکس هیچ مشکلی ندارم.)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:47  توسط نگین | 

دیگه از دستش خسته شدم/ حوصله م رو سر برده.

سالهاست او فرمانده است و من فرمانبر، هر چه او گفته چشم و گوش بسته اطاعت کردم.

هر چه گفته کردم و هر جا گفته رفتم.

حالا میخوام عصیان کنم و دیگه واسه حرفاش تره هم خورد نکنم .

هرچه بیشتر ازش اطاعت میکنم احساس می کنم بیشتر فرو میرم

البته خودش هم دست کمی از من نداره، فبلا میشد گفت یه زمانی رنگش سفید بوده

ولی حالا حتی خاکستری هم نیست داره میره بطرف سیاهی مطلق.

بخاطر همین میخوام بعد ازین باهاش لجبازی کنم و هر چه گفت بر عکسشو انجام بدم. شاید بنفع هر دو مون باشه.

آیا موفق میشم؟

پ.ن 1: الهی داد ازین دل داد ازین دل      هزاران ناله و فریاد ازین دل

چو فردا داد خواهان داد خواهند             بگیرم من هزاران داد ازین دل

 

پ.ن.2: ان النفس لاماره بسٌوء

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 9:55  توسط نگین | 

روزی پسر بچه ای در خیابان سکه ای 1 یک سنتی پیدا کرد.

او از پیدا کردن این پول، آن هم بدون هیچ زحمتی خیلی ذوق زده شد/ این تجربه باعث شد که

بقیه ء روزها هم با چشمهای باز / سرش را به سمت پایین بگیرد.(بدنبال گنج)

او در مدت زندگیش،296 سکه یک سنتی/ 48 سکه 5سنتی/ 19 سکه 10 سنتی/

16 سکه 25 سنتی/ 2 سکه نیم دلاری ویک اسکناس مچاله شدهء یک دلاری پیدا کرد.

یعنی در مجموع 13 دلار و 26 سنت.

در برابر بدست آوردن این پول او زیبایی دل انگیز 31369 طلوع خورشید / درخشش 157 رنگین کمان/

و منظره درختان زیبا در پاییز را از دست داد.

او هیچ گاه حرکت ابرهای سفید را بر فراز آسمان، در حالی که از شکلی به شکل دیگر در می آمدند ندید.

پرندگان در حال پرواز ، درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر،هرگز جزئی از خاطرات او نشدند.

 ( اقباس از  روزنامه جام جم)

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 17:40  توسط نگین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
رسول اکرم میفرمایند:

ارزش محبت به مدت آن است نه به مقدار آن .

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
نویسندگان
نگین
نگین
پیوندها
صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن
نماز در خم آن ابروان محرابی(جناب بزرگ)
همراز
کلبه خانم کوچولو
کویر سرد
کاواک
ارتش سایه ها
ایساتیس
اسب وحشی
امید زندگی
باران
پردیس مهتاب
خلوت
درد دلهای عاشق و معشوق
راه اندیشه
ساحل غم
شاخه سبز خیال
شرح فراق
صبح بهاری
علی صرفی
لیمو ترش
لبگزه
یاد داشتهای یک دانشجو
لقاءالله
نون و پنیر
راز گشایی
چراگاه
این هفته هم گذشت
بانوی اردیبهشت
سکوت
فراتر از آسمان
سلاله
بهترین ها فقط در اینجا
اکنون نیمه شب است
خم ابروی تو
متن ادبی
جاکتابی
خاطرات خنزر پنزری ام
عقاب شرق
بانوی سیب (غریبه)
طپش یک قلب تنها
گلهای زندگی من (هستی)
راز نهان (مریم خانوم)
رهگذر عمر
کاریکلماتور
خبر نگار
حرفهایی برای نگفتن
خاطرات یک بیمار روانی
پلخمون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM