![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
پ . باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است گر چه حماسه عاشورا هرگز فراموش نمیشودو همه ما هر روز با سلام دادن ببب به امام حسین (ع) و یارانش یاد و خاطرهء عاشورا را زنده نگه میداریم ولی باز محرم چیز دیگری است ، گویا بلایا و سختیهایی که بر خاندان پیامبر گذشت تکرار میشود و داغ همه را تازه میکند. یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب کز هر زبان که میشنوم نا مکرر است امیدوارم عزا داریها و توسلات همه در این ماه مورد قبول ایمه اطهار قرار بگیرد .(التماس دعا) پ . ن : این چند کلمه را تقدیم میکنم به دوست عزیزی که از اون ور دنیا (سیدنی) از من شعر خواسته بودند. آن روزهای شاد // یادش بخیر باد. شبهای پر صفا // شبهای شعر و شور سر شار از سرور شاد و سبک چو باد |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام دی 1385ساعت 9:11 توسط نگین |
|
|
مرا شد آفت جان شو خ دلجویی/ جفا آیین / وفا دشمن/ پریرویی
بهشت راحت عاشق/ گل اندامی / نکو خویی بهار گلش امید/سبزی/ نوخطی/سرو سمن بر/عنبرین مویی که گم کرده ست جنت / خویش را از نسبت گلزار کوی او زتاب رشک در تاب است/خورشید جهان افروز پیش ماه روی او زداغش سینه ها گلشن/ زیادش چشم دل روشن شده آیینه جانها ز عکسش وادی ایمن رخش چون معنی روشن/ به شعر زلف پیچیده ز شرم مصرع قدش/ قیامت آب گردیده جگرها را کند غربال مژگان دراز او کِشد دل را به خون/ تیغ نگاه عشوه ساز او کمان ابرویش را تیر می زیبد ز مژگانش بقربانش دل و جانم/ دل و جانم بقربانش *** کیم خاطر پریشانی/ بکار خویش حیرانی/ نه سر دارم نه سامانی بغیر از صبر درد عشق را نیست درمانی ندارم صبر/ دارم از غم او سوخته جانی گهی سرگشتهء کویی/ گهی درآتش از خویی/ گه آشفته ز گیسویی بهر جا شور عشقی هست چون بلبل کشم هویی در ین گلشن نسیم آسا / زهر گل میبرم بویی غمش راز نهان من/نگنجد در بیان من / کزو سوزد زبان من زتاب عشق افتاده ست آتشها به جان من به اهی میرود بر باد جسم ناتوان من رود درغم شب و روزم/ز برق ناله میسوزم/چو مرغ آتش افروزم نمیدانم سرانجام من آشفته آلفته بی خانمان آخر چه خواهد بود در عشق بلاجویی/وفا بیگانه ای/نا آشنا شوخی شده آشفته حالیهای من مطلق فراموشش گهی گوید زحال درهم من زلف در گوشش که حال بیدلان چون شد ز هجرانش بقربانش دل و جانم/دل و جانم به قربانش ( این ترجیع بند حزین ۱۴ بند است که من دو سه بند از اونو بیشتر ندارم اگه کسی ادامه اونو جایی دیده لطفا آدرسش رو بمن بده / ممنون) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 12:46 توسط نگین |
|
|
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد بغض چندین سالهء ما باز شد یا علی گفتیم و گلها وا شدند عشق آمد، قطره ها دریا شدند یا علی گفتیم و طوفانی شدیم مست از آن دستی که می دانی شدیم .........
$$$ عید سعید غدیر خم ، عید ولایت و امامت بر شیعیان مبارکباد |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 17:45 توسط نگین |
|
|
کاواک عزیز از من خواسته تو بازی وبلاگی (سوتی ) شرکت کنم. بقول بزرگ عزیز ما دیگه ازمون گذشته بازی کردن ، اگه بیفتیم و با این آرتروز دست و بالمون بشکنه چی؟ تازه من تو عمرم اصلا سوتی ندادم (بغیر از چند صد بار!!!!!!!) ولی با این حال یکی دو مورد که بنظرم میرسه !! تعریف میکنم. 1- یه بار مهمون داشتیم و من ظرف میوه رو جلو مهمون گرفتم تا میوه برداره وقتی دیدم داره فکر میکنه کدومو برداره بهش گفتم اینا پرتقاله و اینا هم نارنگی از کدوم میخوایین؟ 2- دو سه سال پیش که مشرف شدم مکه چون یهویی پیش اومده بود خیلی گرفتار یودم و همچنین هیجان زده ، بعد از اتمام همه کارها روز حرکت شد و وقتی هواپیما پرواز کرد وسط زمین و اسمون یادم اومد که از مادر شوهرم خداحافظی نکردم / *** من از بهار سپیده لیمو ترش پردیس مهتاب دعوت میکنم در این بازی شرکت کنند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 10:15 توسط نگین |
|
|
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد ، دو چشمم را کند جیحون چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید چو کشتی اندرم راند میان قُلزُم پر خون زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد که هر تخته فرو ریزد زگردشهای گوناگون نهنگی هم بر آرد سر خورد آن آب دریا را چونان در یای بی پایان،شود بی آب چون هامون چون این تبدیلها آمد / نه هامون ماندونه دریا چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بیچون
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم دی 1385ساعت 11:25 توسط نگین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
رسول اکرم میفرمایند:
ارزش محبت به مدت آن است نه به مقدار آن . |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
نگین نگین |
|
RSS
|