![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
گفتم که تنهایی چه شیرین است :
بی دغدغه ، آرام ،....... خلوت کنم با خویش و غمهایم،(( تنها شدم اما ندانستم)) بی جلوهء خورشید رویت روشن چراغ خانه میشود خاموش ، دلکش فضای خانه میشوددلگیر ای مهربان ای دوست عمر سفر کوتاهتر باد..... آیا کدامین روز می آیی؟ تا آن روز....... چشمان من چون حلقه بردر باد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 9:31 توسط نگین |
|
|
گلدان بلور شمعدانی از ضربت کوچکی ترک خورد بی آنکه صدایی آید ازاو یک زخم عمیق جای لک خورد آهسته و نرم لکه ی زخم هر روز خزید وپیشتر رفت آهسته به گرد ظرف چرخید وزگوشه کنار ظرف در رفت عصارّه گل چکید کم کم با این که دگر شده است بیجان نومید ز زندگیش کس نیست: «آهسته ، شکسته است گلدان» با قلب شکسته از سر رحم آنان که بدو علاقه مند ند گریند به خاطرش نهانی اما به رخش زنند لبخند بر دوره ی ظرف لکه زخم آرام ویواش ره کشیده است وزداخل ، خشک گشته بوته آب خنکش به ته رسیده است امروز دگر به چهره ی او تاریکی مرگ نقش بسته است نازش نکنید تا بخوابد دستش نزنید او شکسته است (شاملو)
اعیاد شعبانیه رو به همه دوستان عزیز تبریک میگم. نمیدونم چرا تو این روزای شاد این شعرو نوشتم..
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 10:35 توسط نگین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
رسول اکرم میفرمایند:
ارزش محبت به مدت آن است نه به مقدار آن . |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
نگین نگین |
|
RSS
|