![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
خواب دیدم : در خواب با خدا گفتگویی داشتم. خدا گفت پس می خواهی با من گفتگو کنی؟ گفتم : اگر وقت داشته باشید. خدا لبخند زد. چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب میکنه؟ خدا پاسخ داد: _اینکه آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند وبعد حسرت دوران کودکی را میخورند. _اینکه سلامتشان را صرف بدست آوردن پول می کنند وبعد پولشان را صرف حفظ سلامتی می کنند. _اینکه با نگرانی نسبت به آینده ،زمان حال فراموششان می شود، آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنندو نه در حال. _اینکه چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند . خداوند دستهای مرا در دست گرفت و مدتی هردو ساکت ماندیم ، بعد پرسیدم: به عنوان خالق انسانها میخواهید آنها چه درسهایی از زندگی یاد بگیرند؟ خدا لبخند زنان پاسخ داد: _یاد بگیرند که نمیتوان دیگران را مجبوربه دوست داشتن خود کرد، اما میتوان محبوب دیگران شد. _یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند. _یاد بگیرندکه ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد / بلکه کسی استکه نیاز کمتری دارد. _یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه میتوانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم/ وسالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد. _یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند اما بلد نیستند احسا سشان را ابراز کنند یا نشان دهند. _یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آنرا متفاوت ببینند. _یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند. ویاد بگیرند که من اینجا هستم همیشه ! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 9:24 توسط نگین |
|
|
((سلامی چو بوی خوش آشنایی)) - به کجا چنین شتابان ؟ (( گَو َن از نسیم پرسید)) # دل من گرفته زینجا هوس سفر نداری؟ زغبار این یابان؟ - همه آ رزویم ، اما چکنم که بسته پایم ........ - به کجا چنین شتابان؟ # به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم . - سفرت بخیر اما ، تو و دوستی خدا را چو ازین کویر وحشت بسلامتی گذشتی به شکوفه ها به بارا ن برسا ن سلام ما را ......... *دلم برای سفر تنگ شده کاش چون نسیم رها بودم * |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 7:41 توسط نگین |
|
|
((با سلام خدمت دوستان گل وبا وفای خودم)) از اینکه بی خبر یه مدت غایب بودم عذر میخوام باور کنید دست خودم نبود وگرنه قبلا اطلاع میدادم ، اصلا راستش رو بخواین همش تقصیر این آقایون دکتراست ، خوب بگذریم خوشحالم که عمری باقیست که دوباره خدمت دوستام برسم تو این مدت انشام رو نوشتم که تو مدرسه خانم کوچولو بخونم . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 7:45 توسط نگین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
رسول اکرم میفرمایند:
ارزش محبت به مدت آن است نه به مقدار آن . |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
نگین نگین |
|
RSS
|